... نشود فاش کسی آنچه میان من و توست

        

نوشته شده در 90/12/18ساعت توسط گل نرگس

نوشته شده در 93/08/08ساعت توسط گل نرگس|

 

ای پر از عاطفه در قحط محبت با من
کاش می شد بگشایی سر صحبت با من

هیچ کس نیست که تقسیم شود در اینجا
درد تنهایی و بی برگی و غربت با من

از خروشانی امواج نگاهت دیریست
باد نگشوده لبش را به حکایت با من

خواستم پر بزنم با تو به معراج خیال
آسمان دور شد از روی حسادت با من

بعد از این شور غزلهای شکوفا با تو
بعد از این مرثیه و غربت و حسرت با من

گرچه کوچیدی از این باغ ولی خواهد ماند
داغ چشمان تو تا روز قیامت با من

جلیل صفربیگی

نوشته شده در 92/12/14ساعت توسط گل نرگس|

 

اگر بمیرم از این انتظار، می آیی ؟

برای دیدن سنگ مزار ، می آیی ؟

 

منم ، همان که به یادت قرار می گیرم

و دل خوشم که تو هم بی قرار می آیی  !

 

شکار کرده دلم را هوای دیدارت

بگو که با من زخمی کنار می آیی

 

هنوز منتظر لنگه کفش شیشه ای ام!

برای بردن من ، ای سوار، می آیی؟

 

بگو بگو که پس از این مسیر طولانی

تویی که از دل گرد و غبار می آیی

 

خدا کند که نمیرد امید در عاشق...

دلم خوش است که این نوبهار می آیی...

 

مرضیه خدیر

نوشته شده در 92/12/13ساعت توسط گل نرگس|

 

دوستَت دارَم، غزلهایَم تمامَش مالِ تو   ...

شعرهایم- هرچه دارم، عیدیِ امسالِ تو...

 

پُر شِکَر کُن قهوه ات را-گرم و طولانی بنوش،

دوست دارَم بختِ شیرین، عشق باشد، فالِ تو...!

 

زندگی را با تو فهمیدم.."تو" یعنی :هر چه هست!

خنده هایَت شور عشق و سینه مالامالِ تو...!

 

در مَنی و ذره ذره قلبم از عشقَت پُر است...

سرزمینی بی دفاع و خسته ام اشغالِ تو...!

 

فکر کن سربازی ام در چنگ دشمن بی پناه!

تو اگر جلاد باشی بازمی آیم به استقبالٍ تو

 

مثلِ تصویری سه بعدی گیجم از فهمیدَنَت!

تا کجاها میبَرَندَم چشمهایِ کالِ تو...!

 

بنده یی بی باوَرَم..!پیغمبری کُن،خوبِ من!

ای شُکوهِ چَشمهایَت آیه یِ زلزالِ تو...!

 

خوب میدانم که از ما بهترانی! یک...! ولی...

هست پنهان در میانِ آستینت بالِ تو...!

 

دوستت دارَم...ببین! افسارِ شعرم دستِ توست...

شعر یعنی آن نگاهِ سرکِشِ سیّالِ تو...!

 

شعر یعنی یک زمستان غرقِ گرمایِ تنت

یا ظهورِ ظهرِ خُردادی میانِ شالِ تو..!

 

گر چه در چشمت کماکان یک سیاهی لشکرم

راضی ام حتی به نقشی ساده در سریالِ ِ تو...!

 

حرفِ آخر..یک دعا، یک آرزو، یک خواسته...!

دوست دارَم خوب باشی، خوب باشد حالِ تو...!

 

سمیه آزادل

نوشته شده در 92/12/13ساعت توسط گل نرگس|


خانه ام وقتی که می آیی تمامش مال تو

هر چـه دارم غیر تنهایی تمامش مال تو


صد دو بیتی .صد غــزل ..و حتی یک بغل

شعر های خوب نیمایی تمامش مال تو


ضرب و آهنگ غزلهایم صدای پای توست

این صدای پای رویایی تمامش مال تو


وسعت آرام اقیانوس آرام دلـــــــــم

ای پری خوب دریایی تمامش مال تو


خوب یادم هست گفتی عشق_ یک بخش است

بخش کردم.عشق یک بخشی تمامش مــال تو


عشق من .عشق زمینی نیست باور کن عزیز

عشقم این عشق اهورایی تمامش مال تـــــو


باز هم بیت بد پایان شعــــرم مال من

بیت های خوب بالایی تمامش مال تو....!!!


 

احمد رضا نصیری

نوشته شده در 92/12/08ساعت توسط گل نرگس|

 
 
 
 
 
 عکس   عکسهای زیبا از برف به بهانه نزدیک شدن زمستان
نوشته شده در 92/12/01ساعت توسط گل نرگس|

 

در اینجا

کوهی ست

که گمشده

بی آنکه

 تو را دیده باشد.

 

کیکاووس یاکیده                

نوشته شده در 92/11/29ساعت توسط گل نرگس|



   

ادامه مطلب
نوشته شده در 92/11/01ساعت توسط گل نرگس|



ادامه مطلب
نوشته شده در 92/10/18ساعت توسط گل نرگس|



ادامه مطلب
نوشته شده در 92/09/30ساعت توسط گل نرگس|


نوشته شده در 92/09/04ساعت توسط گل نرگس|



تو مهربانتر از آنی که فکر می کردم
درست مثل همانی که فکر می کردم



شبیه ... ساده بگویم کسی شبیهت نیست
هنوز هم تو چنانی که فکر می کردم



تو جاااان شعر منی و جهان چشمانم
مبااااد بی تو جهانی که فکر می کردم




تمام دلخوشی لحظه های من از توست
تو آن آن زمانی که فکر می کردم




درست مثل همانی که در پی ات بودم
درست مثل همانی که فکر می کردم


"مریم سقلاطونی"

نوشته شده در 92/09/04ساعت توسط گل نرگس|


نوشته شده در 92/08/12ساعت توسط گل نرگس|

نشسته ای و نگاه تو خیره بر ماه است


همیشه دلخوری ات با سکوت همراه است



...



خدا کند که نبینم هوای تو ابریست



ببخش! طاقت این دل عجیب کوتاه است





همیشه دل نگران تو بوده ام، کم نیست



همیشه دل نگران ِ کسی که در راه است...





بتاز اسب خودت را ولی مراقب باش



که شرط ِ بردن بازی سلامت شاه است





نمی رسد کسی اصلا به قله ی عشقت



گناه پای دلم نیست! راه، بیراه است





به کوه ِ رفته به بادم ، نسیم تو فهماند،



که کاه هرچه که باشد همیشه یک کاه است





ببند پای دلم را به عشق خود ، این دل



شبیه حضرت چشم تو نیست!گمراه است





به بغض چشم تو این شعر ، اقتدا کرده ست



که طاعت شب و روزش اقامه ی آه است





قصیده هرچه کند عشق را نمی فهمد



عجیب نیست که چشمان تو غزلخواه است



...



تو هستی و همه ی درد شعر من این جاست؛



که با وجود تو بغضم شکسته ی چاه است







رویا باقری


ادامه مطلب
نوشته شده در 92/05/22ساعت توسط گل نرگس|

ما جدا مانده ايم از هم و اين،بي گمان سرنوشت خوبي نيست

بي تو دنيا بهشت هم كه شود، بي شك اصلا بهشت خوبي نيست


ماه ارديبهشت من امسال،گرچه بارانِ بسياري داشت،

حس تلخي ولي به من مي گفت:اصلا ارديبهشت خوبي نيست



اين كه ما فكر مي كنيم به هم،نيمي از راه عشق طي شده است


بازگشت از ميانه ي اين راه،منطقاً بازگشت خوبي نيست




مي شود نا اميد بود از عشق، از تو دلخور نمي شوم....اما


اين كه چيزي عوض نخواهد شد،حرف هاي درشت خوبي نيست




عشق حالا معطل من و تست،تو ولي دل سپرده اي به زمان،


عشق يك معجزه ست، باور كن،كه زمان لاك پشت خوبي نيست




رفته اي تا كه شعر خلق شود؟زندگي شعر نيست، باور كن


اين كه"ليلي"شوي تو، من "مجنون"، ابدا سرنوشت خوبي نيست




پيش از اينها نه،بعد از اين هم نه،عشق اكنون معطل من و تست


زنگ اين خانه را بزن، هستم، ما شدن سرگذشت خوبي نيست؟



مهرداد نصرتی

نوشته شده در 92/05/06ساعت توسط گل نرگس|

دلم برای تو...آیا دل تو هم تنگ است؟!
صدای هق هقِ... گویا دل تو هم تنگ است!

ببین! نمی شود این قدر دور بود از هم!
بیا... قبول... بفرما! دل تو هم تنگ است!

من از مسافت این جاده ها نمی ترسم
اگر بدانم آنجا دل تو هم تنگ است

اگر بدانم گاهی به یاد من هستی
و چند ثانیه حتی دل تو هم تنگ است-

پرنده می شوم اما... نمی پرم بی تو
پرنده می شوم و تا دل تو هم تنگ است-

برای تو پر پرواز می شوم حتی
اگر در آن سر دنیا دل تو هم تنگ است!

اگر در آن سر دنیا...اگر در آن دنیا...
اگر بدانم هرجا دل تو هم تنگ است-

بدون مکث می آیم که باورت بشود
دلم برای تو...حالا دل تو هم تنگ است؟!


نغمه مستشار نظامی


ادامه مطلب
نوشته شده در 92/02/19ساعت توسط گل نرگس|


بعد یک سال بهار آمده می بینی که

باز تکرار به بار آمده می بینی که


سبزی سجده ما را به لبی سرخ فروخت

عقل با عشق کنار آمده می بینی که


آنکه عمری به کمین بود به دام افتاده

چشم آهو به شکار آمده می بینی که


حمد هم از لب سرخ تو شنیدن دارد

گل سرخی به مزار آمده می بینی که


غنچه ای مژده پژمردن خود را آورد

بعد یک سال بهار آمده می بینی که



فاضل نظری


ادامه مطلب
نوشته شده در 92/01/04ساعت توسط گل نرگس|



ادامه مطلب
نوشته شده در 91/11/10ساعت توسط گل نرگس|


نوشته شده در 91/11/04ساعت توسط گل نرگس|


ادامه مطلب
نوشته شده در 91/10/27ساعت توسط گل نرگس|



یک نامه ام، بدون شروع و بــــدون نام


امــروز هـم مطابق معمـــــول ناتمــــام



خوش كرده ام كنارتو دل وا كنم كمی


همسایه ی همیشه ی ناآشنا؛سلام



ازحال و روز خودكه بگویم،حكایتی است


بـی صفحه زندگانــی بـی روح و كم دوام



جــویای حـــال از قلــم افتاده هـــا مباش


ایام خوش خیالی و بی حالی ات،به كام!



دردی دوا نمی كنــد از متن تشــنه ام


چیزی شبیه یک دل در حــال انهــــدام



در پیشگــاه روشــن آییــنه می زنـــم


جامی به افتخــــار تو با بــاد روی بــام



باشد برای بعد اگــــر حرف دیگری است


تا قصه ای دوباره از این دست، والسلام!



ناصر حامدي

نوشته شده در 91/10/02ساعت توسط گل نرگس|


و آمدی که بریزی به هم جهانم را

به نا کجــا بکشـــی پای ناتوانم را


مهــم نبود کــه ویران شدم بـــه خاطر تو

دلم خوش است که پس دادم امتحانم را


شروع کرده ام از این به بعد پیر شوم

به نیش عقربه ها می کشم زمانم را


به من مگیر که دیوانه ات شدم ، هر چند

بــه باد مـی دهد این داغ ، دودمانـــــم را


و آمدی که به پایم بپیچـی و بروی

و می روم که ببندم دل و دهانم را


کسی نخواست ببیند که دوستت دارم

کـــه تــــو کنار زدی بهترین کسانــــم را


گذاشتند فقط دشمنان خونی من

بـــه گور خود ببرم باور جوانـــــم را


گذاشتند وصیت کنم که بعد از من

بـه گرگها بسپارند استخوانـــــم را


چه سرنوشت غریبی کسی مرا نشنید

کــــه بی امان چــــه داغی برید امانم را




حسين هدايتي

نوشته شده در 91/08/07ساعت توسط گل نرگس|


درخت‏ها همه عریان شدند، آبان شد

و باد آمد و باران گرفت و طوفان شد


نیامدی و نچیدی انار سرخی را

که ماند بر سر این شاخه تا زمستان شد


نیامدی و ترک خورد سینه‏ ی من و آه

چقدر یک شبه یاقوت سرخ ارزان شد


چقدر باغ پر از جعبه‏ های میوه شد و

چقدر جعبه‏ ی پر ، راهی خیابان شد



چقدر چشم به راهت نشستم و تو چقدر

گذشتن از من و رفتن برایت آسان شد



چطور قصه‏ ام آنقدر تلخ پایان یافت؟

چطور آنچه نمی‏خواستم شود  آن شد؟



انار سرخ سر شاخه خشک شد، افتاد

و گوش باغ پر از خنده‏ ی کلاغان شد



پانته آ صفايي

نوشته شده در 91/08/06ساعت توسط گل نرگس|




من فقط عاشق اینم حرف قلبتو بدونم

الکی بگم جدا شیم تو بگی که نمی تونم

من فقط عاشق اینم بگی از همه بیزاری

دو سه روز پیدام نشه تا ببینم چه حالی داری

من فقط عاشق اینم عمری از خدا بگیرم

انقدر زنده بمونم تا به جای تو بمیرم

من فقط عاشق اینم روزهایی که با تو تنهام

کار و بار زندگیمو بذارم برای فردام

من فقط عاشق اینم وقتی از همه کلافم

بشینم یه گوشه ی دنج موهای تو رو ببافم

عاشق اون لحظه ام که پشت پنجره بشینم

حواست به من نباشه دزدکی تو رو ببینم

من فقط عاشق اینم عمری از خدا بگیرم

انقدر زنده بمونم تا به جای تو بمیرم


ادامه مطلب
نوشته شده در 91/06/20ساعت توسط گل نرگس|


آخرين مطالب
»
» نمونه برداری از مغز استخوان ...
» حکایت تو و من ...
» اگر بمیرم از این انتظار ...می آیی؟
» غزل هایم تمامش مال تو ...
» هرچه دارم غیر تنهایی تمامش مال تو ...
» ✿ ...
» در اینجا...
» بهمن رسید
» نه آبي نه خاكي ....

Design By : Pichak