X
تبلیغات
... نشود فاش کسی آنچه میان من و توست

... نشود فاش کسی آنچه میان من و توست

        

+ نوشته شده در  ساعت   توسط گل نرگس 

...

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط گل نرگس  | 

بعد از ماه ها ...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط گل نرگس  | 

...

نرگس های من

+ نوشته شده در  ساعت   توسط گل نرگس  | 

شکست عهد من و گفت ...

 

شکست عهد من و گفت هرچه بود گذشت !

بگریه گفتمش آری : ولی چه زود گذشت !


بهار بود و تو بودیّ و عشق بود و امید ،

بهار رفت و تو رفتیّ و هرچه بود گذشت


شبی به عمر ، گرم خوش گذشت آن شب بود ،

که در کنار تو با نغمه و سرود گذشت


چه خاطرات خوشی در دلم بجای گذاشت ،


شبی که با تو مرا در کنار رود گذشت !


گشود بس گره آن شب از کارهای بسته ی ما


صبا چو از برِ آن زلف مشک سود گذشت


مراست عکس تو یادآور سفر ، آری


چسان توانم ازین طرفه یادبود گذشت


غمین مباش و میندیش ازین سفر که ترا ،

اگرچه بر دل نازک غمی فزود گذشت.

 

 

ایرج دهقان

+ نوشته شده در  ساعت   توسط گل نرگس  | 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط گل نرگس  | 

شاید تکراری ...

چشمان تو که از هیجان گریه می کنند

در من هزار چشم نهان گریه می کنند

 

نفرین به شعر هایم اگر چشمهای تو

اینگونه از شنیدنشان گریه می کنند

 

شاید که آگهند ز پایان ماجرا

شاید برای هر دومان گریه می کنند

 

بانوی من ، چگونه تسلایتان دهم

چون چشم های باورتان گریه می کنند

 

وقتی تو گریه می کنی ، ای دوست در دلم

انگار که ابرهای جهان گریه می کنند

 

انگار عاشقانه ترین خاطرات من

همراه با تو ، مویه کنان گریه می کنند

 

حس می کنم که گریه فقط گریه تو نیست

همراه تو زمین و زمان گریه می کنند

 

 

 

حسین منزوی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط گل نرگس  | 

 

 

نپرس هیچ نپرس از دلم ، همین  "چه خبر"


همین  " چه می کنی این روزها... "  سوال بدی است

 

...

 

پانته آ صفایی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط گل نرگس  | 

چگونه بی خبری از جهان جانکاهم؟

 

چگونه بی‌خبری از جهان جانکاهم؟

نمی‌رسند مگر نامه‌های گهگاهم

 

خیال من به تو قد می‌دهد همین کافی‌ست

نمی‌رسد به تو وقتی که دست کوتاهم

 

غروب، تازه طلوع غم غریبان است

چه دیر با شب من آشنا شدی ماهم!

 

به سمتِ مقصد، یا جاده‌ها کش آمده‌اند

و یا هنوز من ِ خسته اوّل ِ راهم

 

فقط نه اینکه دل من گرفته، می‌بارم

گرفته بی تو دل ابرهای دنیا هم

 

من و تو ساکن یک پیله بوده‌ایم اما

بدل شدی تو به فریاد، من هنوز آهم

 

زیادی از سر من، چون نخواستم جز این

مرا ببخش اگر از تو کم نمی‌خواهم

 

 

امیر اکبرزاده

+ نوشته شده در  ساعت   توسط گل نرگس  | 

اینکه دلتنگ توام اقرار می خواهد مگر

 

این که دلتنگ توام اقرار می خواهد مگر؟
این که از من دلخوری انکار می خواهد مگر؟

وقت دل کندن به فکر باز پیوستن مباش
دل بریدن وعدهی دیدار می خواهد مگر؟

عقل اگر غیرت کند یک بار عاشق می شویم
اشتباه ناگهان تکرار می خواهد مگر؟

من چرا رسوا شوم، یک شهر مشتاق تواند
لشکر عشاق، پرچمدار می خواهد مگر؟

با زبان بیزبانی بارها گفتی: برو!
من که دارم می روم! اصرار می خواهد مگر؟

روح سرگردان من هر جا بخواهد می رود
خانه ی دیوانگان دیوار می خواهد مگر؟



مهدی مظاهری
+ نوشته شده در  ساعت   توسط گل نرگس  | 

می روم اما مرا با اشک همراهی مکن

بر نخواهم گشت دیگر معذرت خواهی مکن


من که راضی نیستم ای شمع گریان تر شوی

کار سختی می کنی از خویش می کاهی، مکن



صبحدم خاکسترم را با نسیم آغشته کن

داغ را محصور در بزم شبانگاهی مکن



آه! امشب آب نه ، آتش گذشته از سرم

با من آتش گرفته هر چه می خواهی مکن



پیش پای خویش می خواهی که مدفونم کنی

در ادای دین خود این قدر کوتاهی مکن





سید مهدی موسوی
+ نوشته شده در  ساعت   توسط گل نرگس  | 

 

دو سال است که می دانم بی قراری چیست

درد چیست


مهربانی چیست


دو سال است که می دانم آواز چیست


راز چیست ....


چشمهای تو شناسنامه مرا عوض کردند


امروز من دو ساله می شوم ....




" گروس عبدالملکیان "

+ نوشته شده در  ساعت   توسط گل نرگس  | 

این شعر مدتی ست که کامل نمی شود

 

وقتی دلم به سمت تو مایل نمی شود

باید بگویم اسم دلم ، دل نمی شود


دیوانه ام بخوان که به عقلم نیاورند

دیوانه ی تو است که عاقل نمی شود



تکلیف پای عابران چیست؟ آیه ای


از آسمان فاصله نازل نمی شود



خط میزنم غبار هوا را که بنگرم


آیا کسی زِ پنجره داخل نمی شود؟



میخواستم رها شوم از عاشقانه ها


دیدم که در نگاه تو حاصل نمی شود



تا نیستی تمام غزلها معلّق اند


این شعر مدتیست که کامل نمی شود.





نجمه زارع

+ نوشته شده در  ساعت   توسط گل نرگس  | 

...

 

سلام!

حال همه ی ما خوب است

ملالی نيست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خيالی دور،

که مردم به آن شادمانیِ بی سبب می گويند


با اين همه عمری اگر باقی بود

طوری از کنارِ زندگی می گذرم

که نه زانویِ آهویِ بیجفت بلرزد و

نه اين دلِ ناماندگارِ بی درمان!


تا يادم نرفته است بنويسم

حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بود

میدانم هميشه حياط آنجا پر از هوای تازه ی باز نيامدن است

اما تو لااقل، حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی

ببين انعکاس تبسم رويا

شبيه شمايل شقايق نيست!



راستی خبرت بدهم

خواب ديدهام خانه ئی خريده ام

بی پرده، بی پنجره، بی در، بی ديوار ... هی بخند!



بی پرده بگويمت

چيزی نمانده است، من چهل ساله خواهم شد

فردا را به فال نيک خواهم گرفت



دارد همين لحظه

يک فوج کبوتر سپيد

از فرازِ کوچه ی ما می گذرد

باد بوی نام های کسان من می دهد



يادت می آيد رفته بودی

خبر از آرامش آسمان بياوری!؟

نه ریرا جان

نامه ام بايد کوتاه باشد

ساده باشد

بی حرفی از ابهام و آينه،


از نو برايت مینويسم

حال همه ی ما خوب است

اما تو باور نکن!



...


" سید علی صالحی "

+ نوشته شده در  ساعت   توسط گل نرگس  | 

دریا

+ نوشته شده در  ساعت   توسط گل نرگس  | 

قبول کن که زمانش رسیده برگردی

گمان کنم که زمانش رسیده برگردی

به ساحت شب قدر ای سپیده برگردی


هزار بیت فرج نذر می کنم شاید

به دفتر غزلم ای قصیده برگردی


زمان آن نرسیده کرامتی بکنی

قدم به خانه گذاری به دیده برگردی؟


مزار حضرت مهتاب را نشان بدهی

به شهر سبز ترین آفریده برگردی


گمان کنم که زمانش...گمان کنم حالا

که پلک شاعری من پریده برگردی


نگاه کن! به خدا بی تو زندگی تنهاست

قبول کن که زمانش رسیده برگردی


نغمه مستشار نظامی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط گل نرگس  | 

اتفاقی ...

 

بردی از یادم  دادی بر بادم با یادت شادم

دل به تو دادم در دام افتادم از غم آزادم

دل به تو دادم  فتادم به بند  ای گل بر اشک خونینم بخند

سوزم از سوز نگاهت هنوز چشم من باشد به راهت هنوز

چه شد آن همه پیمان که از آن لب خندان

بشنیدم و هرگز خبری نشد از آن

کی آیی به برم ای شمع سحرم

در بزمم نفسی بنشین تاج سرم تا از جان گذرم

پا به سرم نه جان به تنم ده چون به سرآید عمر بی ثمرم

نشسته بر دل غبارغم زانکه من در دیارغم گشته ام غمگسارغم

امید اهل وفا تویی رفته راه خطا تویی آفت جان ما تویی

بردی از یادم دادی بر بادم

با یادت شادم

دل به تو دادم در دام افتادم از غم آزادم

دل به تو دادم فتادم به بند

ای گل بر اشک خونینم بخند

سوزم از سوز نگاهت هنوز

چشم من باشد به راهت هنوز


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط گل نرگس  | 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط گل نرگس  | 

خاموش- روشن

+ نوشته شده در  ساعت   توسط گل نرگس  | 

یا ایها المزمل

 

هنگامی که عطر بهارنارنج در آن کلام مقدس پیچید،

من تو را از پشت چشمان بسته ام دیدم

خوبی های تورا و لطف تورا

...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط گل نرگس  | 

بعد از تو ...

 

تو را از دست دادم، آی آدمهای بعد از تو!

چه کوچک می‌نماید پیش تو غم‌های بعد از تو

 

تو را از دست دادم، تو چه خواهی کرد بعد از من؟

چه خواهم کرد بی تو با چه خواهم‌های بعد از تو؟

 

تو را از دست…، دادم از همین زخم است؛ می‌بینی؟

دهانش را نمی‌بندند مرهم‌های بعد از تو

 

تو را از یاد خواهم برد کم‌کم، بارها گفتم

به خود کی می‌رسم اما به کم‌کم‌های بعد از تو؟

 

بیا، برگرد، با هم گاه…، با هم راه…، با هم…، آه!

مرا دور از تو خواهد کشت «با هم»های بعد از تو

 

                                                            مژگان عباسلو

+ نوشته شده در  ساعت   توسط گل نرگس  | 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط گل نرگس  | 

...

 

کاش

به جای تمام این شعرها

و همه این  نامه های عاشقانه

که نخوانده می گذری

بلد بودم برایت شال ببافم...

ریحانه جباری

+ نوشته شده در  ساعت   توسط گل نرگس  | 

 

گل حسن یوسف را برای هدیه دادن و هدیه گرفتن خیلی دوست دارم

...

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط گل نرگس  | 

گناه

 

...

می روم ، شاید این خدا حافظ

آخرین اشتباه من باشد

می روم تا دلم نخواهد باز،

شانه ات تکیه گاه من باشد

می روم تا حقیقت ِ روشن

طرح ِ بخت ِ سیاه من باشد!

تا نترسم از اینکه  شاید عشق،

عشق تنها گناه من باشد

...

                               

                   " زهره جعفرزاده "                   

                     

+ نوشته شده در  ساعت   توسط گل نرگس  |